سرپرست اداره محیط زیست استان فارس از خشک شدن کامل دریاچه بختگان در شهرستان نیریز فارس خبر داده است.به گفته مسئولان محیط زیست استان فارس، تبدیل این دریاچه به نمکزار باعث شده که نمکها بر اثر وزش باد بر روی محصولات کشاورزی بومیان منطقه ریخته شود و حتی جاده ها را بپوشانند.علت خشک شدن کامل دریاچه بختگان، خشکسالی های اخیر اعلام شده است. مسئولان محیط زیست استان فارس می گویند اداره محیط زیست برای نجات پرندگان و کاهش خسارتهای ناشی از این خشکی اقداماتی را انجام داده است.
در حالی كه همهروزه اخبار متعددی از روند رو به رشد بحران خشكسالی و كمآبی در كشور منتشر میشود، شركتكنندگان در «همایش سدهای بزرگ، پیامدها و جایگزینها» نسبت به ساخت سدهای بیضابطه و بدون مطالعات كارشناسی در كشور كه تنها منابع آب را در معرض تبخیر بیشتر قرار میدهد، هشدار دادند.
هشدار متخصصان علوم آب و محیط زیست كشور به روند رو به رشد سدسازی در حالی شدت گرفته كه مسوولان وزارت نیرو همچنان بیتوجه به همه پیامدهای مخرب زیستمحیطی، فرهنگی و اجتماعی سدسازی، از اینكه بر سكوی سوم سدسازی جهان تكیه دادهاند به خود افتخار میكنند.
این در حالی است كه سدسازی تاكنون خسارات زیادی به عرصههای منابع طبیعی و محیط زیست كشور وارد ساخته است. نابودی بیش از 5 هزار هكتار از جنگلهای بلوط غرب با آبگیری سد كارون3، نابودی بیش از 2 هزار هكتار از اراضی مرتعی و جنگلی فارس با آبگیری سد سیوند، زیر آب رفتن بخش قابل توجهی از جنگلهای كاج سیاه با آبگیری سد هگمتانه در همدان و غرق شدن صدها هكتار از جنگلهای شمال با آبگیری سد تجن، منگل و شفارود تنها گوشهای از خسارات وارده به طبیعت ایران است.
سدسازیهای بیرویه در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه در حال حاضر پارك ملی دریاچه ارومیه را با خطر نابودی صددرصد مواجه ساخته، و هزاران پرنده را سال گذشته از بین برد. با این حال سدسازی همچنان ادامه دارد، به نحوی كه بهزودی قرار است بخش دیگری از اراضی پارك ملی خجیر، در همسایگی پایتخت، كه نخستین منطقه حفاظتشده دنیا لقب گرفته با آبگیری سد ماملو نابود شود. از سوی دیگر بیش از 2200 هكتار از جنگلهای بلوط ایرانی در پشت سد كارون 4 و بیش از 100 هكتار از جنگلهای هیركانی پشت سد كبودوال در گلستان هماكنون در خطر آبگرفتگی قرار دارند.
تمامی این رخدادها در حالی اتفاق میافتد كه به گفته كارشناسان اكثر سدهایی كه در چند دهه اخیر در كشور احداث شدند نهتنها به حفظ منابع آب كمكی نكردهاند بلكه تنها باعث هدررفت هر چه بیشتر آب شدند. دكتر فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر در امور آب و مترجم كتاب رودهای خاموش در این باره میگوید: مدیریت منابع آب در كشور كاملا با اصل 44 قانون اساسی در تضاد است و شاید ریشه بسیاری از مشكلات موجود همین امر باشد.
وی میافزاید: توسعه پایدار توسعهای فراگیر، همسو با منافع ملی، عدالتخواه و... است اما مدیریت منابع آب در كشور ما كاملا ناپایدار است، یعنی به جای اینكه برای جلوگیری از هدررفت آب و كاهش مصرف در بخش كشاورزی و شهری برنامهریزی كنیم، فقط به تعداد سدها میافزاییم و این با چارچوب توسعه پایدار كاملا منافات دارد. وی افزود: به عنوان مثال در ژاپن فاضلابهای صنعتی را 15 تا 20 بار بازیافت میكنند ولی در ایران یكبار هم بازیافت نمیشود.
دكتر ظفرنژاد خاطرنشان ساخت: سفرههای آب زیرزمینی ایران در حال افت است، از سوی دیگر زمین در نتیجه افت سفرههای آب زیرزمینی تا 15 متر نشست كرده است كه این پدیده بسیار مخربی است. ما در تمام این سالها تا توانستیم قناتها را از بین بردیم و روی آنها سد ساختیم مثل سد نیشابور كه روی یك قنات 1000 ساله ساخته شد تا آب را در معرض تبخیر قرار دهد. وی افزود: سدها فقط توهم توسعه منابع آبی را زیاد میكنند. متاسفانه مدیریت آب در ایران تنها مدیریت سازه و سدسازی تعریف شده است، این در حالی است كه تحقیقات نشان میدهد هر ساله بین 5 تا 10 میلیارد متر مكعب از آب پشت سدها تبخیر میشود. مثلا در سد كرخه سالانه 30 تا 40 میلیون متر مكعب آب تبخیر میشود. این كارشناس با اشاره به فقدان مطالعات جامع زمینشناسی و كشاورزی در طرحهای سدسازی گفت: در منطقه زاگرس تا دلتان بخواهد سدهایی داریم كه همگی سوراخ هستند، بعد كلی هزینه میكنیم تا مشكل را برطرف كنیم، مثل سد كرخه. فرار آب از سد كرخه هم یكی از آن مشكلاتی است كه اگر مطالعات بیشتری قبل از احداث سد میشد امروز پدید نمیآمد و شاهد فرار 8 متر مكعبی آب از دریاچه این سد نبودیم. وی با انتقاد از عدمارزیابی پیامدهای سدسازی بعد از اجرای پروژهها، عمدهترین عوارض زیستمحیطی سدسازی در ایران را جنگلزدایی، حذف فیزیكی رودخانهها، نابودی اكوسیستمهای رودخانهای و گونهها و نابودی اراضی پاییندست به دلیل عدمپرداخت حقابه برشمرد و اظهار داشت: در عوض قیمت اراضی اطراف دریاچه سدها همیشه بالا رفته، مثلا قیمت زمین در اطراف دریاچه سد طالقان ناگهان از متری 500 تومان به 50 هزار تومان افزایش یافت. محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع نیز گفت: وزیر نیرو اخیرا تعداد سدهای در دست اجرای كشور را در زمان حاضر ۹۰ مورد اعلام كرده و خاطرنشان میكند اجرای این تعداد طرح سدسازی به طور همزمان در یك كشور در جهان سابقه ندارد و ما ركورد زدهایم. وی افزود: «فارغ از اینكه این ادعاها تا چه اندازه به حقیقت نزدیك است، میخواهم بپرسم آیا اصولا ساخت همزمان 90 سد در كشوری كه نرخ فرسایش و جابهجایی خاك در آن بیش از 5 میلیارد تن است و باعث شده تا در نرخ فرایش خاك سرآمد همه جهانیان باشیم، افتخار دارد یا شرمندگی؟! كشوری كه به اعتراف متولیان رسمیاش در حوزه مدیریت آب و بخش كشاورزی، هنوز نمیتواند از آب فراهم شده موجود با راندمانی درخور و استانداردی جهانی بهرهبرداری كند، آیا سزاوار است كه همچنان بكوشد تا آب بیشتری را در سازههای غولپیكری به نام سد، محبوس سازد و بدینترتیب، نهتنها سرمایههای قابلتوجهی از بیتالمال را به هدر داده، بلكه خسارتهایی جبرانناپذیر بر میراث طبیعی، تاریخی و ملی خود وارد ساخته و تنشهای اجتماعی حاصل از مهاجرتهای اجباری را افزایش دهد؟»
درویش خاطرنشان ساخت: دستكم 90 درصد از آب كشور در بخش كشاورزی مصرف میشود اما در حال حاضر، كارایی مصرف آب كشاورزی كه به شكل ساده میتوان آن را مقدار تولید در واحد آب مصرفی تعریف كرد، فقط 63/0 كیلوگرم بر مترمكعب است، در حالی كه میانگین این رقم در كشورهای شمال تا 3 كیلوگرم برای هر متر مكعب گزارش شده است. این در حالی است كه برای تامین غذای جمعیت رو به رشد كشور در افق سند چشمانداز 20 ساله كشور باید عدد كارایی مصرف آب، دستكم به 6/1 كیلوگرم بر متر مكعب افزایش یابد.
با در نظر گرفتن اینكه حداقل 15 درصد از كل تولیدات كشاورزی كشور ضایع میگردد، مقدار ضایعات تولیدات كشاورزی بالغ بر 15 میلیون تن است. با لحاظ كردن مقدار كارایی مصرف آب محصولات تولیدی (یعنی رقم 63/0 كیلوگرم بر متر مكعب) مقدار ضایعات آب از طریق ضایعات محصول 24 میلیارد متر مكعب محاسبه میشود. این مقدار ضایعات آب از نظر حجم برابر دستكم 70 درصد آب ذخیرهشده در پشت 93 سد احداث شده كنونی در كشور است.
وی افزود: متاسفانه ما هنوز نمیتوانیم همه آبی را كه با این مرارت در پشت سدها ذخیره كردهایم، به سطح مزرعه و عرصه تولید برسانیم. از سوی دیگر راندمان آبیاری ما در بخش كشاورزی، در بهترین حالت هیچگاه بیشتر از 37 درصد گزارش نشده است و این به آن معنی است كه كمینه آبی را كه در این بخش از دست میدهیم، به بیش از 60 درصد یا 65 میلیارد متر مكعب میرسد! سالانه متجاوز از 200 تا 250 میلیون متر مكعب از ظرفیت سدها به دلیل انباشت رسوب، از بین میرود. وی افزود: سرآمد بودن و پیشتازی در حوزه سدسازی هنگامی افتخار دارد كه بخشهای مرتبط با این حوزه نیز از چنان عنایت و بودجه و منابع انسانی كافی و متخصصی برخوردار باشند، نه اینكه از نظر اختصاص سرمایهگذاریهای دولتی در بخش كشاورزی، در بین 165 كشور جهان، جایگاه 143 را از آن خود كرده باشیم و در سدسازی در جهان سوم باشیم !
ماخذ: سایت روزنامه کارگزاران ، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
آش ( دریاچه ارومیه) به قدری شور شده که صدای مجلس نشینان بی درد هم در آمده، این شما و این گزارش بی بی سی:
نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی ایران دیروز (20 مرداد)، گفت اگر مسئولان به همین منوال ادامه دهند در آینده نزدیک دیگر هیچ اثری از دریاچه ارومیه باقی نخواهد ماند.
جواد جهانگیرزاده گفت مطبوعات به دلیل درک هوشمندانه شرایط موجود دریاچه ارومیه، با حساسیت و تعهدی بیشتر از مدیران و سیاستگذاران محیط زیست عمل کرده اند.
دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه داخلی ایران و در عین حال دومین دریاچه آب شور جهان محسوب می شود.
پارک ملی دریاچه ارومیه تنها پارک ملی ایران است که وسعت آن تماما عرصه آبی است.
آقای جهانگیرزاده گفت دریاچه ارومیه، که در سال 46 به عنوان منطقه حفاظت شده تعیین شد، به دلایل متعدد در حال نابودی است و بسیاری از ویژگی ها زیستی خود را از دست داده است.
نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی افزود: "افزایش میزان شوری آب دریاچه ارومیه و رسیدن آن به حد فوق اشباع، موجب مرگ پرندگان، اختلال در تردد شناورهای دریایی و پدیدار شدن زمینهای شوره زار به میزان حداقل 150 هزار هکتار و وصل جزایر 9 گانه پارک ملی که محل تولید مثل گونه های مهم پرندگان مهاجر بوده، شده است."
آقای جهانگیرزاده هشدار داد که کاهش شش متر از سطح آب دریاچه ارومیه طی 13 سال نیازمند آگاهی و اقدام ملی برای نجات این اکوسیستم بحران زده است.
او گفت: "اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد شاهد کویری شدن منطقه، شور شدن خاک، خشکیدن قنات ها و از بین رفتن کشت و زرع در منطقه و نابود شدن سرزمین سبز آذربایجان غربی و شرقی خواهیم بود.
تغییر الگوی کشت، انتقال آب از سایر حوزه ها به حوزه آبریز دریاچه ارومیه و استفاده از نهادهای بین المللی مانند برنامه توسعه سازمان ملل متحد از جمله راه حل هایی است که نماینده ارومیه در مجلس شورا برای حل این بحران زیستی پیشنهاد کرده است.
پیش از این، کارشناسان بارها نسبت به بحرانی شدن وضعیت دریاچه ارومیه هشدار داده بودند.
هشدار احزاب
بنا به گزارش روزنامه سرمایه، شماری از احزاب در حاشیه نشست فصلی خانه احزاب ایران نسبت به نادیده گرفته شدن حق محیط زیست ایران ابراز نگرانی کرده اند.
این گروه ها با انتشار بیانیه ای در دفاع از محیط زیست گفته اند: "وقتی سدهایی ساخته می شود که دبی دریاچه ارومیه را به صفر می رساند تا 150 هزار هکتار از دریاچه به شوره زار تبدیل شود ... در واقع به رشد بیابان ها کمک کرده ایم. روند تخریب مناطق حفاظت شده، پارک های ملی و تالاب ها و دریاچه ها به اندازه ای سهمگین است که برای کاستن از آن تنها عزمی ملی را نیازمندیم."
این گروه های مدافع محیط زیست می گویند که خشک شدن تالاب های بین المللی ایران نه به خاطر خشکسالی بلکه به خاطر قطع حقابه حیاتی آنان - برای مثال آنچه در دریاچه های ارومیه و بختگان رخ داده - بوده است.
تخریب اکوسیستم
کارشناسان محیط زیستی عبور بزرگراه شهید کلانتری از دریاچه ارومیه را یکی از عوامل تخریب این تالاب بین المللی می دانند. هدف از احداث این بزرگراه نزدیک کردن شهر ارومیه به شهر تبریز بوده است. حدود چهارده کیلومتر خاک ریزی در داخل دریاچه صورت گرفته است.
مختل شدن چرخه آب از شمال به جنوب دریاچه باعث شده است که شوری بخش جنوبی دریاچه ارومیه به 300 گرم در هر لیتر برسد و مهمترین کانون زیستی این دریاچه رو به مرگ برود.
در همین حال، یازده رود آب شیرینی که به دریاچه ارومیه سرازیر بوده نیز به علت سدهایی که در مسیر رودخانه ها ساخته شده، مسدود شده است. بر روی برخی از این رودها چند سد زده شده است. مسدود شدن آبریزها منجر به شور شدن بی رویه آب دریاچه ارومیه و همچنین پسروی آب آن شده است.
حدود یک چهارم از وسعت دریاچه ارومیه کاسته شده است. کارشناسان می گویند که تصاویر ماهواره ای این پسروی را در شرق و جنوب دریاچه به وضوح نشان داده است.
پسروی آب دریاچه که بین 15 تا سی کیلومتر بوده است باعث شده که در شرق و جنوب دریاچه شوره زارهایی به وجود آید که به باغات این منطقه آسیب فراوانی وارد کرده است.
مدافعان محیط زیست می گویند که شور شدن خاک حاشیه دریاچه ارومیه و غیرقابل زرع شدن زمین های کشاورزی باعث شده که دهها روستای این منطقه متروکه شود.
به گفته کارشناسان محیط زیست، 102 جزیره کوچک، زیستگاه خشکی این دریاچه را تشکیل می دهد که 7 تا 9 جزیره محل تخمگذاری پرندگان مهاجر و پرندگان بومی به شمار می آمده است.
"آرتمیا"، از سخت پوستان، تنها موجود آبزی در دریاچه ارومیه است که به لحاظ اندازه ای که دارد در سطح بین المللی شهرت یافته است. اما عبور بزرگراه کلانتری باعث شده که بخش جنوبی دریاچه نسبت به بخش شمالی آن شورتر شود و در نتیجه جمعیت آرتمیا کاهش یابد. این وضعیت به گفته کارشناسان خود باعث شد که جمعیت پرندگان این منطقه کاهش یابد.
یاد آوری : البته لازم به ذکر است که همین جناب به مدت دو دوره مثلا نماینده ارومیه در مجلس بوده اند و ظاهرا تاکنون خبر از واقعه نداشته اند تا اینکه اظهارات کارشناسان ذیربط ایشان را از خواب بیدار و متوجه نموده که این سوژه هم می تواند وسیله مناسبی جهت عرض اندام باشد والی با اظهارات این جناب هم آب از آب تکان نخواهد خورد و وضع دریاچه روزبروز بدتر خواهد شد.
غروب یک دریاچه
Sunset of a Lake


زوال یک دریاچه
Declining Lake





به گزارش ايسنا، درياچه اروميه بزرگترين درياچه درون سرزميني ايران و دومين درياچه آب شور دنياست كه متأسفانه به دلايل متعدد در حال نابودي است.
دكتر دلاور نجفي، معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به اين كه متأسفانه درياچه اروميه هماكنون بسياري از ويژگيهاي زيستي خود را از دست داده است، به ايسنا گفت: افزايش ميزان شوري آب درياچه اروميه و رسيدن آن به حد فوق اشباع (340 گرم در ليتر)، مرگ و مير پرندگان در نتيجه رسوب نمك بر روي بال و پر و بدن آنها و نهايتا عدم قدرت جابجايي و تغذيه، مختل شدن امور تردد شناورهاي دريايي و عدم كارايي اسكلههاي احداث شده در سواحل رشكان، گلمانخانه و جزاير اشك و كبودان، پديدار شدن زمينهاي شوره زار به ميزان حداقل 150 هزار هكتار خصوصا در نواحي پست اطراف درياچه و سواحل جزاير، چسبيده شدن جزاير نه گانه پارك ملي (محل زادآوري گونههاي مهم پرندگان مهاجر) به سواحل جنوبي درياچه (پديدار شدن ارتباط خشكي جزاير فوق با سواحل)، كاهش جمعيت و عدم زادآوري پرندگان مهم ساكن درياچه (پليكان سفيد و فلامينگو)، كاهش مهاجرت پرندگان به زيستگاه پارك ملي درياچه اروميه، كاهش شديد توليد سيست آرتميا در درياچه و بلوري شدن نمك و تشكيل لايههاي ضخيم نمكي در كف و بستر درياچه مهمترين مشكلات كنوني اين درياچه است.
وي افزود: ازسال آبي 75 – 74 تا كنون رقوم ارتفاعي سطح تراز آب درياچه اروميه سير نزولي پيدا كرده و در طول 13 سال بيش از 6 متر كاهش داشته است كه نياز به يك عزم ملي و منطقهاي براي نجات اين اكوسيستم با ارزش و بحران زده است.


معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست در خصوص عوامل تشديدكننده وضعيت كنوني درياچه اروميه گفت: كاهش ميزان نزولات جوي (بروز پديده خشكسالي در دهه گذشته)، پايين بودن راندمان آبياري كشاورزي در حوزه آبريز درياچه اروميه، عدم تخصيص آب كافي براي تامين نياز بيولوژيكي رودخانههاي منتهي به درياچه (حقآبه محيط زيست)، بهرهبرداري بيرويه از سفرههاي آب زيرزميني (به خصوص اراضي پست حاشيه درياچه) و تبخير از سطح درياچه مهمترين اين عوامل بوده است.

نجفي با اشاره به پيشنهاد ارايه شده به برنامه عمران ملل متحد UNDP در خصوص درياچه اروميه گفت: بر اين اساس 200 هزار دلار براي اجراي طرحهاي آزمايشي چون تنوير افكار عمومي در يكي دو سايت پارك ملي درياچه اروميه و بهينهسازي و افزايش راندمان آب كشاورزي اختصاص يافته است.

شورهزار شدن حجم وسيعي از اراضي حاشيهاي درياچه اروميه زنگ خطري در زمينه کويري شدن منطقه، شور شدن خاک، خشکيدن قنوات و ازبين رفتن کشت و رزع در منطقه است
بيوک رييسي، مديرکل محيط زيست آذربايجان شرقي نيز در خصوص وضعيت درياچه اروميه به ايسنا گفت: شورهزار شدن حجم وسيعي از اراضي حاشيهاي اين درياچه ميتواند زنگ خطري در زمينه کويري شدن منطقه باشد که شور شدن خاک، خشکيدن قنوات و ازبين رفتن کشت و رزع در منطقه از جمله اين آثار تخريبي آن است.
وي با تاکيد بر ضرورت توجه جدي مسؤولان ملي به اين امر خاطرنشان كرد: در صورت بيتوجهي به اين موضوع، درياچه اروميه به سرعت ازبين رفته و در آينده هيچ اثري از اين تالاب بينالمللي وجود نخواهد داشت.

گفتني است درياچه اروميه در شمال غرب ايران بين استانهاي آذربايجان غربي و شرقي واقع شده است. اين درياچه با مساحتي بالغ بر 5 هزار و 822 كيلومتر مربع در رقوم ارتفاعي 88/1277 متر از سطح آبهاي آزاد بيستمين درياچه جهان از لحاظ وسعت و شورترين بعد از بحرالميت محسوب ميشود. طول درياچه از 130 تا 146 كيلومتر و عرض آن از 58 كيلومتر تا 15 كيلومتر (بين كوه زنبيل و جزيره اسلامي) متغير است.
حجم آب درياچه اروميه در مساحت 5 هزار و 822 كيلومتر مربع و با عميق متوسط 4/5 متر بالغ بر 31 ميليارد مترمكعب برآورد شده است.
حوزه آبريز درياچه اروميه داراي 52 هزار و 47 كيلومتر مربع بوده كه در استانهاي آذربايجان غربي، شرقي و كردستان و قسمت بسيار كمي نيز در كشور تركيه ميباشد.
منابع تامين كننده آب اين درياچه عبارتند از جريانهاي سطحي رودخانهها، جريانهاي آبهاي زير زميني و بارش مستقيم به سطح درياچه، آبهاي سطحي شامل 14 رودخانه دائمي، 7 رودخانه فصلي و 39 جريان سيلابي ميباشد. دبي اين رودخانه ها نوسانات بسياري دارد، به طوريكه زرينه رود با متوسط آورد 2 هزار ميليون متر مكعب و سطح حوضهاي برابر با 12 هزار كيلومتر مربع بزرگترين و آذرشهرچاي با متوسط آورد 34 ميليون متر مكعب و سطح حوضهاي برابر با 300 كيلومتر مربع كوچكترين رودخانه دائمي اين حوضه محسوب ميشود. دبي متوسط سالانه ورودي به درياچه از طريق رودخانهها برابر 5316 ميليون متر مكعب برآورد شده است.

همچنين در سال 1356 بر اساس مصوبات MAB (انسان و كره مسكون) به عنوان يكي از مناطق بينالمللي ذخيرهگاههاي زيست كره در سطح جهان به ثبت رسيده است. غير از عناوين گفته شده اين درياچه با تمامي جزاير آن در سال 1354 به عنوان يكي از تالابهاي بين المللي در كنوانسيون رامسر ثبت و از طرف موسسه بينالمللي تالابها به عنوان يكي از مهمترين مناطق مهم پرندگان انتخاب شده است.

جزيره اشک زيستگاه پرندگان زيباي کوچگر از جمله مرغ آتش و تنجه و نيز گوزن زرد ايراني است.
